مرتضى راوندى
189
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
تزارى برنيامدند . ناپلئون در نامهاى كه در تاريخ ذيحجه 1219 ( مارس 1805 ) به فتحعلى شاه نوشته ، چنين مىگويد : « من از اخلاق ايرانيان آگاهم و مىدانم كه با شادى و به سهولت ، آنچه را كه لازم است براى افتخار و امنيت خود فراگيرند مىآموزند . امروز ممكن است سپاهى مركب از 25 هزار بيگانه ايران را قتل و غارت كنند ، و شايد آن را به خود منقاد سازند ، ولى وقتى كه رعاياى تو ساختن اسلحه بدانند و سربازان تو تربيت شوند و با حركات سريع و منظم جمع شوند و متفرق گردند ، وقتى كه بتوانند از آتش توپخانهء متحركى در جنگ استفاده كنند ، و بالاخره وقتى كه سرحدات تو بوسيلهء قلاع عديده مأمون باشد و بحر خزر در امواج خود بيرقهاى بحريهء ايران را ببيند ، تو مملكتى خواهى داشت كه كسى حمله به آن نتواند كرد ، و رعايايى خواهى داشت كه كسى ايشان را مغلوب نكند . من ميل دارم همواره با تو روابط مفيدى داشته باشم . من از تو خواهشمندم ، خدمتگزار با وفايى را كه نزد تو مىفرستم ، خوب پذيرايى كنى . كسانى را كه به دربار امپراتورى من خواهى فرستاد ، با ملاطفت پذيرايى خواهم كرد و دوباره يارى آسمان و سلطنت مديد و سعادتمند و عاقبت خير را براى تو آرزومندم . » اين نامه توسط ژنرال روميو « 1 » به دست فتحعلى شاه رسيد ، و اين در حقيقت ، دومين نامهء ناپلئون به فتحعلى شاه بود . اولين نامهء امپراطورى فرانسه براى پادشاه ايران ، توسط ژوبر « 2 » ارسال شده بود ، ولى حامل نامه در طول اين سفر ، با مشكلات فراوان روبرو گرديد ، و مدتى زندانى شد ، ولى بالاخره در ربيع الثانى 1221 ( ژوئن 1806 ) به تهران وارد شد . در نامهء ناپلئون ، جملات زير جلبنظر مىكند : « من ميل دارم خود به من بگويى كه چه كردهاى و براى تأمين عظمت و بقاى سلطنت خود چه در نظر دارى ؟ . . . نادر شاه جنگجوى بزرگى بود . توانست قدرت بسيار بدست آورد ، ولى اين فرزانگى را نداشت كه هم به فكر حال و هم در انديشهء آينده باشد . . . من يك تن از خدمتگزاران خود را نزد تو مىفرستم كه در برابر من مقامى مهم و اعتبارى كامل دارد . . . تمام ملل نيازمند يكديگرند . مردم مشرق زمين جرأت و هوش دارند ولى نادانى از بعضى صنايع و بيخبرى از نظاماتى كه باعث افزونى قوت و فعاليت قشون است ، نيروى ايشان را در جنگ با مردم شمال و مغرب نقصان مىدهد . » ناپلئون پس از سازش با روسيه ، بر تعهدات خود با فتحعلى شاه خط بطلان كشيد ، و مانند روسيه و انگلستان درصدد تأمين منافع اقتصادى خود برآمد . دولت فرانسه در سال 1260 قمرى ، سفيرى به نام كنت دوسارتيژ « 3 » به ايران فرستاد و سه ماه بعد ، موفق شد تعهدنامهاى از دولت ايران بدست آورد كه مبناى يك قرارداد بازرگانى باشد . در اين نامه ، پس از القاب و تعارفات ، حاجى ميرزا آقاسى به سفير تجارى فرانسه ، مىنويسد : « در باب تجارت ، مصدع مىگردد كه اگر تجار معتبرهء دولت بهيهء فرانسه ، به قدر حوصلهء ممالك دار الامن و الامان ايران ، صانها اللّه تعالى ، با امتعهء قابله كه آلات لهو و لعب و اسباب تعطيل خواص و عوام نباشد ، تشريف بياورند و گمرك آن را موافق تجار دول متحابه به كارگزاران اين دولت عليه ، بىشايبهء نقص و
--> ( 1 ) . Romieu ( 2 ) . Jaubert ( 3 ) . Comte de Sartiges